امروز : 08 اسفند 1395 ساعت 04:25

آخرین اخبار

نظر سنجی

عملکرد دوساله ی شورای شهر رامهرمز را چگونه ارزیابی می کنید؟

بسیارضعیف - 72.1%
ضعیف - 9.5%
متوسط - 6.3%
خوب - 12.1%
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 05 May 2016 - 00:00

آخرین نظرات

  • کریم
    اگه کارهای گفته شده توسط آقای محمدیان به سرانجام برسه کلا راه همه مسدود میشه
     
  • سلامت . صداقت . جسار
    الحق که گفته های ناب را باید با زر نوشت.... ...... آشنا داند صدای آشنا ایکاش این مطالب بر بنر های شهر ...
     
  • رومزی اصیل
    چند ترجیع بند بر این خزولات؛ اولا اینکه تو که دوست دار و طرفدار نماینده فعلی هستی دیگه در مقام نقاد نمی ...
     
  • یاسین
    "باز آمدنت نیست، چو رفتی، رفتی.
     
  • مصطفی
    آره ایشون دکترا دارن
     
  • مصطفی
    دوست عزیز ما که زیاد متوجه نشدیم اگه امکان داره یه مقدار واضح تر بگید یا بنویسید
     
  • قدرت
    با سلام و آفرین به تذکرات به جای استاد مطوری عزیز, انشاءالله که این تذکرات ادامه دارباشه...

حسین هم کشته شد و ما...

مگر در لشگر یزید نبودند کسانی که گریستند ولی نِگریستند؟! ما نیز به رسم عادت و به رسم این که بسان لشکر شرک، با اکثریت باشیم اکنون عزاداری هایمان را انجام داده ايم و می توانیم به زندگیمان برسيم! ولی آیا براستی این بود هدف عزاداری ها!؟

 شهادت امام حسین (ع)

 


به گزارش رامهرمزنیوز ، اینک که شام غريبان حسين گذشت و او يارانش مظلومانه به دست ظاهرالصلاحهایی چون من کشته شده اند، اكنون حسینِ شهید، افتاده بر خاک تفتان کربلا، مرمل بالدماء است و ما ناهار ظهر عاشورایمان را از سفره ی بابرکتش نوش جان کرده ایم و اینک با پايان يافتن جنگ همه مي توانيم به زندگیمان بازگردیم!


میدانم تلخ می نویسم ولی آیا جز این است؟! مگر در لشگر یزید نبودند کسانی که گریستند ولی نِگریستند؟! ما نیز به رسم عادت و به رسم این که بسان لشکر شرک، با اکثریت باشیم اکنون عزاداری هایمان را انجام داده ايم و می توانیم به زندگیمان برسيم! ولی آیا براستی این بود هدف عزاداری ها!؟


هدف این بود که فقط حاضر باشیم و عزاداری بکنیم؟! براستی می توان شیعه بود و پا بر زمین نهاد و در هر گام به یاد کشته بی سرِ افتاده بر آن نبود؟! براستی میتوان به زندگی بازگشت در حالی که زینب سر حسینش را که به نیزه نشسته، با كمر شكسته به نظاره نشسته است؟!


مگر غم زینب تمام شدنی است؟ مگر سر حسین از نیزه پایین آمدنی است؟! مگر قلب مهدی فاطمه با این عزاداریها آرام گرفته است؟! نمیدانم چگونه خود را شیعه می نامیم در حالی که از حسینی بودن فقط به مشكي پوشي و سینه و زنجیر زدنش اکتفا کرده ایم! و فراموش می کنیم که این بزرگترین مصیبت الهی جز برای به پاداشتن دین خدا نبود؟!


بازهم که حرف امر به معروف و نهی از منکر، نماز، روزه، خمس، زکات، تولی، تبری، قصاص و ... که می شود، می شویم همان ایدوئولوگهای روشنفکری که به راحتی اصول وفروع دین را مورد تحلیل نقادانه و مثلاً کارشناسانه قرار می دهند و گوشِ اطمینان به یاوه های یزیدی چون bbc   و cnn  می دهند و هتاکیهای کفار بر اسلام را، ساكت و مسخ شده به نظاره می نشینند!


می شویم همانهایی که نمازهایشان را از خجالت در پستو می خوانند و یا بعداً قضایش را به جای می آورند، می شویم همانهایی که خمس و زکات و نفقه و صدقه را احمقانه می دانند و همانهایی که در شادیهای شان یزیدی شادی می کنند، در همان خانه هایی که برای حسین عزاداری کرده اند! و همانهایی که ردشدن از کنار بیچارگان و یتیمان برایشان بسان رد شدن از کنار اشیاء بی جان است و میشویم به سان آنهایی که به دروغ و تهمت و سیاست بازی و دنیاطلبی مشغولند!


یک عاشورا و یک کربلا برای همین است که کم است! همیشه باید عاشورا باشد و همه جا کربلا! جسد بی سر حسین در گودگاه کربلا نباید از جلوی چشم مان دور باشد، حسین برای همین، طوری کشته شده که گویی هر روز کشته میشود و ما هنوز نمی دانیم که باید حق را بپوييم و راهش را بپيماييم، حتی اگر نسبتمان در برابر باطل، یک به چند هزار باشد! و بايد بدانيم که حق بیش از گريه، به اراده ما نیاز دارد و حسین بیش از عزادار به علمدار!


انتهای یاداشت / سیاوش آقاجانی

 

 

 

نوشتن دیدگاه

 

شهرستان رامهرمز

کلیه مطالب این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی رامهرمزنیوز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
پیاده سازی توسط : طراح وب میهن